تبلیغات
دو بار آنلاین ! - میخهایی بر روی دیوار

میخهایی بر روی دیوار

یکشنبه 4 فروردین 1387  04:03 ق.ظ

نوع مطلب :مطالب جالب ،

پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت. پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هر بار که عصبانی می شوی باید یک میخ به دیوار بکوبی.

روز اول , پسر بچه 37 میخ به دیوار کوبید . طی چند هفته بعد , همان طور که یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را کنترل کند , تعداد میخهای کوبیده شده به دیوار کمتر می شد. او فهمید که کنترل عصبانیتش آسانتر از کوبیدن میخها بر دیوار است ...

به پدرش گفت و پدر نیز پیشنهاد داد هر روز که می تواند عصبانیتش را کنترل کند , یکی از میخها را از دیوار بیرون آورد .

روزها گذشت و پسر بچه بالاخره توانست به پدرش بگوید که تمام میخها را از دیوار بیرون آورده است . پدر دست پسر بچه را گرفت و به کنار دیوار برد و گفت : پسرم ! تو کار خوبی انجام دادی . اما به سوراخهای دیوار نگاه کن. دیوار دیگر هرگز مثل گذشته نمی شود . وقتی تو در هنگام عصبانیت , حرفهایی می زنی , آن حرف ها هم چنین آثاری به جای می گذارند . تو می تواند چاقویی در دل انسان فرو کنی و آن را بیرون آوری . اما هزاران بار عذر خواهی فایده ندارد , آن زخم سر جایش است . زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو دردناک است .


نوشته شده توسط: مرتضی | آخرین ویرایش:چهارشنبه 7 فروردین 1387 | نظرات() 

choc
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 08:56 ب.ظ
Hi there! This post could not be written any better!
Reading this post reminds me of my good old room mate! He always kept talking about this.
I will forward this article to him. Pretty sure he will have a good read.
Thanks for sharing!
sonjacanedo.hatenablog.com
سه شنبه 13 تیر 1396 09:28 ق.ظ
Way cool! Some extremely valid points! I appreciate you writing
this article and the rest of the website is really good.
مرتضی
چهارشنبه 7 فروردین 1387 07:03 ق.ظ
نامرد فقط یه غلط املایی داشته كنترل رو نوشتم منترل همین ! پر ؟!
مینا
سه شنبه 6 فروردین 1387 09:03 ق.ظ
چقدر جالبه كه فقط خودتون نظر می دین D: راستی این پستت پر غلط املایی بود خواستم همینو بگم D:
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر