تبلیغات
دو بار آنلاین ! - سفرنامه ی یعقوب(سفر به شوش)

سفرنامه ی یعقوب(سفر به شوش)

چهارشنبه 7 فروردین 1387  03:03 ق.ظ

نوع مطلب :داستان ،

دوش دیدیم که رفتیم با مهرنوش ، شوش .

در راه دیدیم شش خرگوش بازیگوش ،که یکیشون از فرط درازی گوش گشته بود بیهوش . برش داشتیم نهادیمش در سه گوش .

از قضا اسب درشکه مان گشت مغشوش چون اسب درشکه نیامد به هوش پارچه ای انداختیم روش راه را ادامه دادیم تا رسیدیم به شهر شوش رفتیم خانه ی عموش که نامش بود داریوش او را تنگ گرفتیم در آغوش فریاد خوش امد از شش گوش رسید به گوش!

 عموش در قفس داشت یکی قوش خواست نوکمان زند آن قوش بازیگوش عموش به ما گفت بگوش : ای قوش بازیگوش ساکت شو برو از هوش!

عموش گفت چون شما از راه شده اید مدهوش پس بفرمایید زیر زیره دوش!

پس حمام را یافتیم و شدیم توش .

عموش از برای شام پخت شش تخم بشوش

از پس آن نوشیدم شرابی بسی خوش.  فریادی برآمد ای پسرک، نوش!
مست گشتیم و خروشیدیم  ای چموش،خموش!

فرداش که نهارش بود آبگوش و بود توش پر از گوشت، یکی از دوستان باهوش رفت از هوش. گفتیمش اکنون که تو گشتی بی هوش بیا بگیریمت در آغوش  شاید بیایی به هوش!
آخرش با جوش و خروش شدیم بثیرون از شوش...!

یعقوب.۱۵۴ ه.ق


نوشته شده توسط: قاسم | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

How do you get rid of Achilles tendonitis?
جمعه 24 شهریور 1396 11:49 ق.ظ
Asking questions are actually pleasant thing if
you are not understanding something totally, but
this article presents fastidious understanding even.
What is leg length discrepancy?
جمعه 10 شهریور 1396 08:31 ق.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the video
to make your point. You obviously know what youre
talking about, why waste your intelligence on just posting videos to your blog when you could
be giving us something informative to read?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر